
اساساً همه افراد، حتی اگر بسیار هم با یکدیگر همراه باشند، میتوانند از نکات کوچکی که برای بهتر کردن روابط وجود دارند، استفاده کنند کسانی که در روابط خود مشکل دارند، ممکن است پیش از بهبود بخشی، به برخی تغییرات جدی نیاز داشته باشند.
افرادی که خوب رابطه برقرار میکنند، همیشه با استفاده از تغییراتی جزئی میتوانند ارتباطشان را با دیگران بهتر کنند. از سوی دیگر، این مسائل کوچک است که جمع شده و کیفیت و صفات این رابطه را تعیین میکنند. بنابراین، حتی اگر رابطه شما را نمیتوان به عنوان نمونهای کاملاً مناسب توصیف کرد، انجام نکات ریز لیست شده در این مطلب یا نکاتی از این دست که ممکن است بتوان آنها را از حاشیه بیرون آورد و از سیم به زر تبدیل کرد را عادت خود سازید.

فراموش نکنید شما در دورهی جوانی به سر میبرید و این یعنی روزهای انتخابهای حساس زندگی و طبیعی است که شما با مسائل استرسزای زیادی روبه رو باشید اما باید بتوانید بر آنها غلبه کنید.
یادگیری این که چگونه در شرایط اضطرابآور آرام بمانیم باعث نمیشود که همه چیز فوراً حالت طبیعی به خود بگیرد بلکه فقط کمک میکند که سالمتر بمانیم و زندگی شادتری داشته باشیم و از جوانی خود بیشتر لذت ببریم.

كودكان هر لحظه ممكن است از والدین درباره منشأ تولد ، چگونگی به دنیا آمدن، جنسیت و... بپرسند. متاسفانه بسیاری از والدین در این هنگام دست و پای خود را گم میكنند و با تشویش و نگرانی به این میاندیشند كه آیا فرزند كوچك آنها دچار انحراف خطرناكی شده است؟ بعضی والدین سعی میكنند این قبیل پرسشها را مسكوت بگذارند، برخی نیز پاسخهای انتزاعی و فانتزی به كودك میدهند، اما برخورد درست والدین با این پرسشها چگونه باید باشد؟
فرزندان ما در زندگی چند نوع رشد را تجربه میكنند: رشد جسمانی، رشد شناختی (تغییر در شیوه تفكر)، رشد اخلاقی (شناخت خیر و شر و تشخیص خوبی و بدی)، رشد اجتماعی (جدا شدن فرزند از خانواده و رفتن او به سمت اجتماع)، رشد روانی (اعتماد به نفس، تقویت اراده و ...) و رشد جنسی (تحولات هورمونها و فعالیت غدد جنسی).
مرد بودن با خود ویژگی ها و شرایطی را به دنبال دارد که برای موفقیت در زندگی باید به آن ها توجه داشت.یک مرد در کنار مهربانی و صمیمیت نیازمند اقتدار و صلابت است .

- به دیگران آزادی بده تا خودشان باشند. با خودت سختگیر باش، ولی با دیگران با ملایمت رفتار کن.
- بیشتر به نیروی تفکر متکی باش تا نیروی جسم.
-خودت فکر کن و نگذار که دیگران برایت فکر کنند.
- عقایدت را به دیگران تحمیل نکن، بلکه آنها را با ملایمت به سمت دیدگاههای خود هدایت کن.
-از درون قوی باش تا به دیگران هم قدرت بدهی، مثل درخت بلوط تنومندی که سایهاش موجودات دیگر را پناه میدهد.
- برای دیگران، دوستی صادق باش و خود را خدمتکاری بدان که همواره درصدد خدمت به دیگران است.
- سعی کن در هر کاری که انجام میدهی بهترین باشی. برای دستیابی به این هدف لازم نیست دایماً درصدد رقابت با دیگران باشی، بلکه این هدف را باید درون خودت پرورش بدهی.
- همیشه با درستی و صداقت زندگی کن. به ندرت و با احتیاط قول بده و اگر قول دادی، در هر شرایطی به آن وفادار بمان. موفقیت واقعی را تنها با صداقت میتوان یافت.
- به خودت مغرور نشو! جهان پیرامون بسیار بزرگ تراز توست. در جریان آن شناور باش و بدان قدرتی که تو را به حرکت در میآورد، بسیار قویتر از تو است.
قدرت درونی خصوصاً در مردان، بیش از آن که فکرش را بکنی، بستگی به کنترل امیال دارد. مردانگی را در خویشتنداری بدان، نه در به دست آوردن امیال ...
- شمشیر عقل را در آتش عمل شکل بده. فکری را دنبال کن که نه فقط منطقی، بلکه عملی هم باشد.
- درست یا غلط بودن هر چیز را در قلبت احساس کن تا قدرت استدلالی ذاتی و واقعیات پرورش یابد. قدری خود را از نقطه نظرات دیگران جدا کن.
- از منطق برای سرکوبی دیگران استفاده نکن، بلکه در بحثها با ملایمت و به عنوان ابزاری برای روشن ساختن موضوع از آن استفاده کن.
- در بحث بی غرض و منصف باش. بگذار حقیقت راه گشایت باشد، نه تمایل به غلبه کردن بدان که دستیابی به حقیقت تنها پیروزیای است که ارزش تلاش دارد.
ادامه مطلب را مطالعه نمایید .
در قرآن مجید اصل وجود جن مورد تایید قرار گرفته، اما آیا اجنه پیش از آفرینش آدم، پیامبر داشته اند یا نه؟
باید گفت: برای اجنّه دو مقطع زمانی مفروض است. یک مقطع زمانی قبل از خلقت بشر و یک مقطع زمانی بعد از خلقت بشر.
در مقطع زمانی دوم؛ یعنی پس از خلقت و آفرینش انسان که مشترک میان جن و انس است (چه قبل از ظهور اسلام و چه بعد از ظهور اسلام) مطابق آنچه که در آیات قرآن مجید آمده است جنیان نیز همانند انسان ها مکلف بوده اند که از پیامبرانی که در میان انسان ها مبعوث شده و از جنس بشر بودند پیروی نمایند.[1] بر همین اساس بسیاری از اجنه به پیامبران الاهی ایمان آورده و گروهی دیگر ایمان نیاورده و کافر شدند.
اما در مقطع زمانی؛ قبل از خلقت بشر، آن هنگامی که خداوند هنوز انسان را خلق نکرده، ولی اجنّه را آفریده بود، آیا برای آگاهی و هدایت اجنّه پیامبرانی مبعوث شده بودند یا خیر؟ و اگر مبعوث شده اند آیا از جنس جن بوده اند؟ در پاسخ می توان گفت: قبل از خلقت حضرت آدم (علیه السلام) پیامبرانی از جنس اجنّه در بین آنان وجود داشته است زیرا:
1- از سویی قرآن کریم هدف از آفرینش جن و انس را عبودیت و تکامل می داند و می فرماید: “همانا جن و انس را برای عبادت آفریدم”.[2] شکی نیست که رسیدن به مقام واقعی عبودیّت که همان کمال واقعی است بدون تکالیف میسر نیست. از این جهت می توانیم بگوییم که اجنه هم مکلف بوده اند[3] و بر این نکته آیات قرآن هم گواهی می دهند.[4]
خداوند به صراحت از انفاق «مما رزقناهم» سخن به میان آورده است (بقره، آیه3) تا نشان دهد كه انفاق می بایست نسبت به همه نعمت های الهی باشد و اختصاصی به مال ندارد.

انفاق به معنای اخراج مال از ملك خود است، (مجمع البیان، ج1-2، ص121) ولی در فرهنگ قرآن به هرنوع بذل و بخشش به دیگری از مال و غیرمال چه واجب و غیرواجب اطلاق می شود. (مفردات الفاظ قرآن كریم، راغب اصفهانی)
بنابراین، انسان هر چیزی را از مال و غیرمال از علم و دانش و مهر و محبت به شخص دیگری عطا نماید، انفاق كرده است. خداوند به صراحت از انفاق «مما رزقناهم» سخن به میان آورده است (بقره، آیه3) تا نشان دهد كه انفاق می بایست نسبت به همه نعمت های الهی باشد و اختصاصی به مال ندارد.
ادامه مطلب را مطالعه نمایید .
لطفا نظرات خود را درباره مطالب بیان نمایید . با تشكر از شما خوبان
مؤمن زیربنایی از نظر قرآن یعنی شیعه، اما شیعه ای که گناه در زندگی اش نباشد. بعد همین آیه می فرماید و تأکید می کند که: «أُولئِكَ لَهُمُ الْأَمْن»: اگر ایمان همراه با تقوا داشته باشی، امنیت دل پیدا می کنی ؛ یک زندگی خوش و خرم و بانشاط و یک زندگی همراه با عاقبت به خیری و یک زندگی منهای اختلاف در خانه و بالاخره یک زندگی که در آن، «چه کنم چه کنم»، نباشد.

قرآن کریم و روایات اهل بیت «علیهم السلام»، تأکید فراوانی بر تقوا دارند. قرآن در موارد متعدّدی زنگ خطر می زند و میفرماید: سعادت دنیا و آخرت در گرو تقوا است. اجتناب از گناه و رعایت تقوا، موجب میشود دست عنایت خداوند روی سر انسان قرار گیرد و در بن بست ها به فریاد او برسد.
حسن عاقبت، زندگی توأم با نشاط و آرامش و منهای غم و غصه و نگرانی، تأمین آتیه اولاد و دوری آنان از انحراف فکری و عقیدتی، در سایه تقوا روزی انسان میشود.
امنیت به چه معنا می باشد؟
امنیّت دل در اثر رعایت تقوا نصیب انسان میشود. امنیت دو قسم است؛ یکی امنیت ظاهری که نعمت بزرگی است و لازم است همه از آن برخوردار باشند. اما مهمتر، امنیت دل است و وقتی حاصل میشود که انسان به یک زندگی منهای غم و غصه و نگرانی از آینده و عاری از دلهره و اضطراب خاطر، دست یابد.
قرآن می فرماید: شرط برخورداری از امنیّت دل این است که ایمان و تقوا داشته باشی. ایمان روبنا و تقوا زیربنا است و لازم است هر دو باشد : «الَّذِینَ آمَنُوا وَ لَمْ یَلْبِسُوا إِیمانَهُمْ بِظُلْمٍ أُولئِكَ لَهُمُ الْأَمْنُ وَ هُمْ مُهْتَدُون»
مؤمن حقیقی از نگاه قرآن
مؤمن زیربنایی از نظر قرآن یعنی شیعه، اما شیعه ای که گناه در زندگی اش نباشد. بعد همین آیه می فرماید و تأکید می کند که: «أُولئِكَ لَهُمُ الْأَمْن»: اگر ایمان همراه با تقوا داشته باشی، امنیت دل پیدا می کنی ؛ یک زندگی خوش و خرم و بانشاط و یک زندگی همراه با عاقبت به خیری و یک زندگی منهای اختلاف در خانه و بالاخره یک زندگی که در آن، «چه کنم چه کنم»، نباشد.
سپس می فرماید: «وَ هُمْ مُهْتَدُون»، یعنی اگر چنین شد، دست عنایت خداوند روی سر شما و زندگی شما و بچه های شما قرار دارد.
قرآن می فرماید: شرط برخورداری از امنیّت دل این است که ایمان و تقوا داشته باشی. ایمان روبنا و تقوا زیربنا است و لازم است هر دو باشد : «الَّذِینَ آمَنُوا وَ لَمْ یَلْبِسُوا إِیمانَهُمْ بِظُلْمٍ أُولئِكَ لَهُمُ الْأَمْنُ وَ هُمْ مُهْتَدُون»
نتیجه تقوا چیست؟
خداوند در قرآن کریم می فرماید: «و من یتق الله یجعل له من امره یسرا؛ هر کسی که تقوای الهی را پیشه کند خدا برای او در کارش سهولت و آسانی قرار می دهد» (طلاق/ 4). این جمله و جمله «و من یتق الله یجعل له مخرجا؛ و هر که از خدا پروا کند، برای او راه خروجی (از گناه و مشکلات) پدید می آورد» (طلاق/ 2) نزدیک به یکدیگر است.

با توجه به این آیات قرآن ، باز هم دیده می شود که انسان با بصیرت ناقص خودش خیال می کند تقوا برای انسان اشکال ایجاد می کند، کار او را سخت و مشکل می کند.
قرآن می گوید: عکس قضیه است، کار را آسان می کند. شما تقوای الهی را پیشه کنید، بعد ببینید چگونه کارهای سخت برای شما آسان می شود. همین طور که برای متقی بن بست وجود ندارد، برای متقی کار سخت و مشکل وجود ندارد.
«ذلک امر الله انزله الیکم؛ این فرمان خداست که آن را به سوی شما فرو فرستاده است .»
در جای دیگر بیان می کند که : «و من یتق الله یکفر عنه سیئاته و یعظم له اجرا؛ و هر کس از خدا پروا کند بدی هایش را از او بزداید و پاداش او را بزرگ سازد» (طلاق/ 5). در این آیه نکته ی جالب تر و مهم تری را بیان می کند که اگر تقوای الهی را پیشه کنید، تقوا آن بی تقواییها و گناهان گذشته شما را محو می کند.
تقوا شستشویی برای گناهان گذشته
تقوا نه تنها خاصیت نگهدارندگی دارد ، بلکه شستشو هم می دهد. پس تقوا پیشه کنید تا آلودگیهای گذشته شما شستشو بشود و از بین برود.
هر کسی که تقوای الهی را پیشه کند خداوند از ناحیه او گناهان او را جبران می کند. این تقوای فعلی کفاره آلودگیهای گذشته می شود. «و یعظم له اجرا» و خدای متعال اجر عظیم به او می دهد.
زندگی این دنیا مقدمه زندگی آخرت
پاداشهای تقوا ، به زندگی این دنیا نیز مربوط می شود : «و من یتق الله یجعل له مخرجا* و یرزقه من حیث لایحتسب* و من یتق الله یجعل له من امره یسرا؛ و هر که از خدا پروا کند، برای او راه خروجی (از گناه و مشکلات ) پدید می آورد و او را از جایی که گمان نمی برد روزی می دهد و هر کس از خدا پروا کند، بدی هایش را از او بزداید و پاداش او را بزرگ سازد .» (طلاق/ 2 و 3 و 5).
«و من یتق الله یکفر عنه سیئاته و یعظم له اجرا؛ و هر کس از خدا پروا کند بدی هایش را از او بزداید و پاداش او را بزرگ سازد»
حکمت و بصیرت
یکی دیگر از آثار بزرگ تقوا که در قرآن مجید ذکر شده روشنبینی و بصیرت است که در آیه 29 از شوره انفال میفرماید: «ان تتقوا الله یجعل لکم فرقانا» یعنی اگر تقوای الهی داشته باشید خداوند برای شما ترازوی تمیز و تشخیص را قرارمیدهد.
در کلام رسول اکرم صلی الله علیه وآله آمده است که فرمودند : «جاهدوا انفسکم علی اهوائکم تحل قلوبکم الحکمة؛ با هوا و هوسهای نفسانی مبارزه کنید تا حکمت در دل شما وارد شود. حدیث دیگری از رسول گرامی اسلام بیان شده که فرمودند :«من اخلص لله اربعین صباحا جرت ینابیع الحکمة من قلبه علی لسانه؛ هر کس چهل روز خود را خالص برای خدا قرار دهد چشمههای حکمت از زمین دلش به مجرای زبانش جاری میشود».
حافظ در این دو بیت نظر به همین حدیث معروف دارد که میگوید:
| شنـیـدم رهــروی در سـرزمـیــنـــی |
| همی گفت این معما با قرینی |
| که ای صوفی شراب آنگه شود صاف |
| کـه در شیشه بـمـاند اربعینی |
انسان، آفریده ای است كه به سبب جنبه خلقی، نیازمند خوراك و تغذیه برای بقا و رشد است. غذا خوردن به معنای از گلو فرو دادن و بلعیدن، آدابی دارد تا غذا بتواند تاثیرات مطلوب و سازنده خود را به جا بگذارد.
از این رو در آیات قرآنی به ابعاد این مساله پرداخته شده است. به ویژه آن كه غذا، تاثیرات شگرفی در جان و روان آدمی به جا می گذارد و شخصیت و شاكله آدمی را شكل می بخشد. در این راستا برخی از روان شناسان می گویند شما نوع غذا و شیوه خوردن آن را بگویید تا شخصیت شما را به طور كامل تشریح كنند.
در فرهنگ اسلامی به این نكته توجه داده می شود كه غذا شخصیت آدمی را از آن رو تحت تاثیر قرار می دهد كه غذا و لقمه ای كه انسان می خورد در یك فرآیند پیچیده به خون تبدیل و تغییر ماهیت می دهد و همین خون است كه در همه وجود خلقی آدمی جریان می یابد و در مغز و قلب اندیشه و تفكرات وی را شكل می دهد.
به نظر دانشمندان اسلامی لقمه حلال، كردار نیك را می سازد و لقمه حرام پندار زشت و كردار زشت را به همراه خود دارد.
به سبب همین تاثیرات شگرف و بنیادین است كه بخش مهمی از آموزه های قرآنی و نبوی به حوزه خوردنی ها تعلق دارد و درباره احكام و آداب خوردن تا خوردنی های حرام و حلال سخن های دقیق و كامل و جامعی بیان شده است.
ادامه مطلب را مطالعه نمایید .نهج البلاغه برگردانى از قرآن است. یعنى محتوا همان محتواى قرآن است که امیر المؤمنین على (ع) آن را در قالبى نوین و دیگر ریخته است. نهج البلاغه چیزى جز آنچه در قرآن آمده است، ارائهنکرده است فقط با این تفاوت که قرآن بصورتى کلى براى تمام عصرها و نسل ها سخن گفته است، اما نهج البلاغه این مسائل کلى را در رابطه با ملتى مطرح کرده است و به ما راه را نشان داده است که مسائلى کلى قرآن را چگونه مىشود در زمینه یک ملت به مطالعه گذاشت و با زندگى یک جامعه آن را تطبیق کرد.
امام (ع) در بررسىهاى خود در زمینه مسائل اسلامى، سعى بر آن دارد که این ضوابط کلى اسلامى قرآنى را در مورد امتى که با آن درگیر است تطبیق دهد. خواه ناخواه، در این تطبیق دادن، ابعاد نارسایىها و کمبودهاى آن جامعه به چشم مىخورد، یعنى آنچه که در جامعه، مانع از انطباق اصول کلى اسلام است، مورد توجه امام قرار مىگیرد. علل و عواملى که مانع از تطبیق و اجراى احکام کلى الهى مىشود مورد نظر قرار مىگیرد و به همین جهت مىبینیم که نهج البلاغه بیشتر به انتقاد مىپردازد.
اصول کلى تازه نیست، اما آنچه که در تطبیق اصول کلى به مواردش در نهج البلاغه مطرح مىشود، کاملا تازگى دارد. بىجهت نیست که در نهج البلاغه، در باره شخصیت زن سخنى در میان نمىبینیم، هر چه هست بصورت نقد است، هر چه هست بیان نارسایىهاست، هر چه هست بیان کمبودهاست. یعنى نهج البلاغه، آئینهوار سیما و شخصیت زن را آن چنانکه هست مىنمایاند: کم را کم، اندک را اندک، نارسا را نارسا نه چیزى بر آن مىافزاید و نه چیزى از آن کم مىکند.
ادامه مطلب را مطالعه نمایید .
لطفا نظرات خود را درباره مطالب بیان نمایید . با تشكر از شما خوبان
احساس مسئولیت و انجام درست و به موقع آن در خانواده باعث میشود تا این جامعه كوچك و مقدس به سوی فلاح و رستگاری رهنمون شود.
اهمیت و جایگاه خانواده بر هیچ كس پوشیده نیست. انسانها از كودكی در كانون خانواده رشد میكنند و معمولا انسانهایی از موفقیت بیشتری برخوردارند كه كانون خانواده آنها گرمتر و محكمتر بوده است.

فلسفه تشکیل خانواده
چرا اسلام به تشکیل خانواده بها می دهد؟
کلید گشایش این سؤال در قرآن است. طبق آیات الهی، انسان ها طوری آفریده شده اند که جفت خواهی به سرشت و آفرینش آنها برمی گردد. خداوند در سوره نبا آیه 8 چنین می فرماید:« وَخَلَقْنَاكُمْ أَزْوَاجًا ؛ ما شما را جفت جفت آفریدیم. » بنا بر این زن و مرد کامل کننده یکدیگرند و با وجود هر یک، دیگری به کمال رسیده و در کنار هم به آرامش می رسند.
در سوره روم آیه 21 می فرماید: «و از نشانه های او این که از [نوع] خودتان همسرانی برای شما آفرید تا بدان ها آرام گیرید، و میانتان دوستی و رحمت نهاد. آری، در این [نعمت] برای مردمی که می اندیشند قطعاً نشانه هایی است.»
از دیدگاه قرآن اصولاً خلقت موجودات و از جمله انسان ها به صورت زوج است که به حسب فطرت در پی یافتن مکمل و نیمه دیگر خود می باشند تا به آرامش، کمال و مودتی که خداوند وعده داده است برسند و خاصه در وجود انسان زمینه ای از مودت و رحمت وجود دارد که تجلی گاه آن فقط محیط خانواده است.
درحقیقت خانواده تنها محیطی برای ارضای نیاز ها وتوالد و تناسل نیست بلکه نهادی است که اهداف والاتر و بالاتری را در برنامه جامع خود دارد.
مسابقات انتخاب دختران شایسته برگزار شد و ... به عنوان دختر برگزیده سال...انتخاب شد در مسابقات جذابترین مردان جهان ... به عنوان مرد برتر جهان انتخاب شد .

این عناوین و صدها عناوین این چنینی همه ساله در سطح جهان موضوع مسابقاتی است که شرکت کنندگان در آن به خاطر آن چه که به خاطرش ستایش می شوند و مورد توجه هستند کمترین تلاشی نکرده اند و می توان گفت مسابقاتی بی پایه و اساس مضحک است کسی در زیباتر و جذاب تر بودن خود نقشی ندارد. و می تواند به دنبال یک سری سیاسیت های تبلیغاتی و فرهنگی باشد که اهداف از پیش تعیین شده ای را دنبال می کنند.
جوان شایسته کیست و چه خصوصیاتی باید داشته باشد ؟بیایید ملاک های بهتر بودن و شایسته بودن را از کسی جویا شویم که فرزندانی تقدیم به عالم کرد که تا ابد اسوه و الگوی آدمیان هستند و سید جوانان اهل بهشت و مایه ی فخر بشرند .

همه انسانها در مقابل اعمال خود مسئول و پاسخگو هستند چه در مقابل قانون مادی و چه در مقابل قانون الهی. البته قانون مادی در بین مسلمانان به نوعی همان قانون الهی است چرا که قوانین ما بر اساس قرآن و احکام الهی تنظیم میشوند و اگر جایی میبینیم که قانون ما اشکال دارد ربطی به قانون اسلام ندارد چرا که یا ما قانون را کامل تنظیم نکردهایم و یا قانون و حکم الهی را درست درک نکرده و در نتیجه قانون درستی وضع نکردهایم .
بهرحال اگر دستورات الهی را به کار بندیم قطعا سعادتمند میشویم و هیچ شکی در این امر نیست .
خداوند در ضمن آیهای میفرماید:
«وَلاَ تَقْفُ مَا لَیْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤَادَ كُلُّ أُولـئِكَ كَانَ عَنْهُ مَسْؤُولاً (1)؛ و چیزى را كه بدان علم ندارى دنبال مكن، زیرا گوش و چشم و قلب، همه مورد پرسش واقع خواهند شد.
آیه فوق درسی برای انسانسازی است که گفتار و كردار انسان باید آگاهانه و مسئولانه باشد و تنها از دانش و آگاهى پیروى شود نه پندارها و بافتهها و هواهای نفس؛ که بدعاقبتی برای انسان به همراه میآورد.
این آیه شریفه عمومیت دارد و هرگونه گفتار، كردار، نوشتار و حرکتی را كه بر اساس دانش و آگاهى نباشد، همه را شامل مىشود و منظور این است كه تنها آنچه را که مىدانى درست است بیان کن، و تنها از آنچه یقین دارى حقیقت دارد پیروى كن، و جز آنچه را كه به درستى آن ایمان و یقین ندارى نگو و انجام نده و پیروى منما.

چنین عملی شرعاً ممنوع است و انسان نباید از پروردگارش بخواهد که مرگ او را جلو بیندازد و یا آرزوی مرگ کند ،زیرا پیامبر اسلام چنین کاری را نهی فرموده و می فرماید :
«هیچ یک از شما به خاطر زیانی که به او رسیده آرزوی مرگ نکند چرا که اگر نیکو کار است شاید نیکی هایش را فزون کند و اگر بدکار است شاید توبه کند .»
«زبان عضویست که وزنش اندک و کم ولى عبادت و گناهش بسیار بزرگ است». زبان با یک تهمت نابجا ، یا یک دروغ ، قدرت دارد آبروى پنجاه ساله انسان بى گناهى را بریزد ، یا مال و جان بى تقصیرى را بر باد دهد .
انسان را از نظر گفتار و سخن ، در میدان تکلیف موضوع مسائلى است مانند :
1 ـ تلبیه گفتن به وقت مُحرم شدن براى زیارت خانه خدا. 1
| احرام ببسته ام به کویت
|
| لبیک زنان به جستجویت
|
2 ـ امر به معروف و نهى از منکر :

«کنْتُمْ خَیْرَ أُمَّة أُخْرِجَتْ لِلْنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکرِ وَتُؤْمِنُونَ بِاللهِ »2 ؛ «شما بهترین امتى هستید که [براى اصلاح جوامع انسانى ] پدیدار شده اید ، به کار شایسته و پسندیده فرمان مى دهید و از کار ناپسند و زشت بازمى دارید ، و [ از روى تحقیق ، معرفت ، صدق و اخلاص ] به خدا ایمان مى آورید » .
3 ـ قرائت نمازهاى واجب یومیه ، و در صورت لزوم نماز عهد ، نذر ، طواف و میت .
4 ـ شهادت به حق دادن در دادگاه اسلامى ، جهت حل مشکل یک مسلمان .
5 ـ اجراى شهادتین: اقرار به توحید و نبوت رسول اکرم به هنگام مسلمان شدن .
در میدان اخلاق نیز زبان ، موضوع بسیارى از مسائل است که انسان با رعایت آن مسائل یا جدا ماندن از آن ، فراهم آورنده سعادت یا شقاوت و هلاکت خویش است .
1 ـ لَبَیْک اللّهُمَّ لَبَّیْک ، لَبَّیْک لا شَرِیک لَک لَبَّیْک ، اِنَّ الْحَمْدَ والْنِّعْمَةَ لَک وَالْمُلْک لا شَرِیْک لَک لَبَّیْک .
2 ـ آل عمران : 110 .
بزرگان دین درباره « زبان » فرموده اند:
وَاِنَّهُ اَعْظَمُ آلَةِ الشَّیْطانِ فى اسْتِفْواءِ الاِْنْسانِ ؛ «زبان بزرگترین وسیله براى شیطان در گمراهى انسان است»

برخی گمان می کنند که بیماری یکی از پدیده های نکبت بار هستی است که پیامدی جز سختی و بیچارگی به دنبال نخواهد داشت. اما پیشوایان ما به ما آموخته اند که بیماری برای مومنان نه تنها عذاب الهی نیست بلکه می تواند ثمرات فراوانی را نیز در پی داشته باشد. توجه و مرور برخی از این نتایج، دل را در لحظات بیماری آرام می کند و تحمل آن را برای او لذت بخش می نماید. این آثار برآمده از سخنان معصومان عبارتند از:
1ـ غفلت زدایی
سلامتی اگرچه یکی از نعمت های الهی است اما گاهی انسان را مغرور می کند و او را از یاد خداوند غافل می نماید. اما در مقابل لحظات سخت زندگی همانند تلنگری به شیشه دل انسان او را از خواب غفلت بیدار می کند و ضعف و کوچکی او را یادآور می شود و حباب کاذب غرور را می شکند. امام باقر علیه السلام می فرماید:
الجَسَدُ إذا لم یَمرَضْ أشِرَ و لا خَیرَ فی جَسَدٍ یَأشَرُ (مشكاة الأنوار، ص 487)؛ جسم اگر بیمار نشود، سرمست مى شود و در بدنى كه(به بیمارى دچار نشود و) سرمست شود، خیرى نیست.
2ـ افزایش روحیه صبر و شکیبایی
سختی و گرفتاری در زندگی هر انسانی وجود دارد و ناخوشایندی ها ممکن است برای برخی بیش از دیگران وجود داشته باشد. اما مهم آن است که انسان بتواند در برابر مشکلات زندگی صبورانه عمل کند و راه حلی مشکل گشا بیابد.
زندگی همانند یک جنگ تمام عیار است که باید در برابر ناملایمات آن شکیبایی ورزید و با مشکلات و سختی های آن دست و پنجه نرم کرد.
اما گاهی بد نیست که به صورت آزمایشی نیروی خود را محک زد و برای جنگ های بزرگ رزمایشی واقعی به راه انداخت. گویا خداوند نیز گاه به وسیله بیماری، یک مانور شکیبایی به راه می اندازد و روحیه انسان را برای روزهای سخت تر از آن آماده می سازد. یکی از یاران امام صادق علیه السلام می گوید که از حضرت شنیدم که می فرمود:
هر كس شبى بیمار شود و آن را نیكو بپذیرد و خدا را شکر و سپاس گوید، كفّاره شصت سال (عمر سراسر لغزش) او خواهد بود. راوى مىگوید: گفتم: معناى نیكو پذیرفتن آن چیست؟ فرمود: بر رنج و ناراحتى آن صبر كند. (ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ص 193)
ادامه مطلب را مطالعه نمایید .بعضی از كارها تمام اعمال نیك انسان در همه عمر را، از بین میبرد . آنچه در بین همه بزرگان و اهل كلام مورد اتفاق نظر و یقینی است ، كافر شدن پس از ایمان است که تمام اعمال خیر گذشته انسان را از بین میبرد .

اگر كسی در دارالاسلام زندگی نموده و پدر و مادر او مسلمان بوده و در جامعه اسلامی ، زمینه برای یادگیری احكام اسلام و عمل به آنها را داشته و مدتی نیز مسلمان زیسته، و بر اثر دلایل مختلف روانی و انگیزههای شخصی مرتد شود ، تمام اعمال خوب گذشته خود را از بین میبرد .
گاه دیده می شود که جوان مسلمانی كه در شهری مذهبی بزرگ شده ، و هم اكنون گرفتاری مالی یا نیاز جنسی دارد، شیاطین با او رفاقت نموده و با در اختیار گذاشتن كمكهای مالی و شرایط بهره بردن از تمتعات جنسی ، او را به مذهب دیگری دعوت نموده و مرتد نمایند، تا جایی كه جوان مسلمان، مبلّغ فرقه ضاله گردد .
اگر كسی در نقطهای از دنیا قرار گرفته است كه نمیتواند حق و باطل را بشناسد ، و هیچ راهی برای شناخت معارف اسلامی ندارد ، دچار نوعی «استضعاف» است . اما اگر كسی در محیط و خانواده مذهبی ، با وجود علما ، كتابها ، در اثر شبهه ، از دین خارج و مرتد شود ، خداوند به هیچ وجه از چنین شخصی نمیگذرد .
ادامه مطلب را مطالعه نمایید .
لطفا نظرات خود را درباره مطالب بیان نمایید . با تشكر از شما خوبان

از مجموعه آثار رسیده از ائمه معصومین علیهم السلام به این نتیجه برخورد می کنیم که ؛ مزاح و شوخی تا حدی مطلوب است ، زیرا پیشوایان دینی ما به طور مطلق از مزاح نهی نکردهاند بلکه شوخ طبعی را به طور نسبی و در شرایط خاص ستوده اند و حتی خود آن بزرگواران گاهی مزاح کردهاند.
شوخی منفی، گفتاری غیراخلاقی است که در آن حرفهای زشت یا دروغی نهفته باشد و موجب اهانت و تحقیر کسی شود و یا به مسخرگی بینجامد، این نوع شوخی نه تنها موجب شادمانی کسی نمیشود بلکه روابط میان افراد را تیره و خود فرد را خوار و زبون جلوه میدهد.
آفت دیگری از زبان
بذله گویی و مزاح یكی از موارد حسن رفتار است ولی باید توجه داشت كه از جمله آفات زبان كه مانند دیگر آفات آن آثار سوء و عواقب خطرناكی را به دنبال دارد مزاح و شوخی است. به همین جهت، در آداب دینی برای مزاح و شوخ طبعی حدّ و مرزی مشخص شده است كه اگر از آن حد تجاوز كنند آثار نا مطلوبی به بار خواهد آورد.
بنابر این، انسان باید مالك زبان خود باشد و هنگام مزاح و شوخی بعد مثبت و منفی آن را در نظر بگیرد و حتی الامكان از بذله گویی بپرهیزد، كه هر سخن جایی و هر نكته مقامی دارد. زیرا اگر كسی زندگی خود را با شوخی و بذله گویی سپری كند و در مزاح كردن به حدّ افراط كشیده شود به تدریج در اثر عادت به مزاح در برخورد با مسائل جدّی نیز جدّی نخواهد بود و كسی كه در زندگی و در برابر وظایف خود احساس مسئولیت نكند نمیتواند به حال خود و اجتماع مفید باشد.
در قرآن کریم مصادیق گوناگونی برای غم و شادی (حزن و فرح) ذکر شده است و همچنین عواملی که شادیآور و یا ملالانگیز هستند نیز بیان شده است.
بذله گویی و مزاح، یکی از موارد حسن سلوک است ولی باید توجه داشت که از جمله آفات زبان که مانند دیگر آفات آن آثار سو و خطرناکی را به دنبال دارد، مزاح و شوخی است.
به همین جهت در آداب دینی مزاح و شوخ طبعی حد و مرزی مشخص شده دارد که اگر از آن حد تجاوز کنند، آثار نامطلوبی به بار خواهد آورد.
بنابراین انسان باید زبانش را در اختیار خود بگیرد و مالک آن باشد و هنگام شوخی و مزاح، بعد مثبت و منفی آن را در نظر بگیرد.
رسول خدا _ صلّی اللّه علیه و آله _ به امیر مؤمنان _ علیه السلام _ فرمود: «یا علی لا تمزح فیذهب بهاؤك؛ ای علی از مزاح بپرهیز كه شخصیت تو را از بین میبرد»
در مقالهی پیشین، به علل تجدید نبوتها اشاره کردیم. گفتیم از نظر برخی اندیشمندان، سه دلیل برای تکرار نبوتها وجود دارد؛ 1- خطر تحریف، 2- نقص شرایع پیشین و 3- نیاز به تفسیر و تبلیغ شریعت سابق. از آنجا که دلایل تجدید نبوتها متعدد است لذا میتوان دلایل ختم نبوت را نیز متعدد دانست:

1- عدم انحراف قرآن
مهمترین دلیل از دلایل ختم نبوت، خطر تحریف است. یکی از دلایلی که ضرورت وجود شریعت لاحق را نشان میدهد، انحراف در محتوای شریعت سابق است. به نظر مسلمین، قرآن کتابی است که برخلاف کتب آسمانی دیگر، در طول تاریخ از تحریف مصون مانده است. خداوند نیز در قرآن کریم، خود را حافظ کتاب آسمانی قرآن میداند؛
«انا نحن نزلنا الذکر و انا له لحافظون»
«ما خود این کتاب را فرود آوردیم و هم البته خود نگهبان آن هستیم» (حجر/9)
در این آیه، از محفوظ ماندن قرآن از تحریف و تغییر و نابودی سخن رفته است، و در واقع، به منتفی شدن یکی از دلایل تجدید نبوت و رسالت و یکی از ارکان ختم نبوت اشاره میکند.
ادامه مطلب را مطالعه نمایید .

اگر فلسفه خاتمیت را جانشینی هدایت عقلانی و عقل استقرایی و تجربی نسبت به هدایتهای وحیانی بدانیم، به این معنا که باب وحی و هدایت وحیانی بسته شده است و بشر امروز نیازمند آموزههای وحیانی و تعلیمات آسمانی پیامبر صلیاللهعلیهوآله نیست، لازمه چنین امری تعطیلی اصل دین و به تعبیر استاد مطهری ختم دیانت است نه نبوت. ایشان میگوید: «این فلسفه اگر درست باشد فلسفه ختم دیانت است نه ختم نبوت و کار وحی اسلامی تنها اعلام پایان دوره دین و آغاز دوره عقل و علم است. این مطلب نه تنها خلاف ضرورت اسلام است، مخالف نظریه خود اقبال است. تمام کوششها و مساعی اقبال در این است که علم و عقل برای جامعه بشر لازم است اما کافی نیست. بشر به دین و ایمان مذهبی همان اندازه نیازمند است که به علم» (مرتضی مطهری، وحی و نبوت، ص 57)
در مسئلهی «ختم نبوت» نخست باید به این مسئله پرداخت که دلایل تجدید نبوتها چه بوده است که اینک با از بین رفتن آن دلایل، دیگر نیازی به نبوت جدید نیست. استاد مطهری سه دلیل برای تجدید نبوت ذکر میکند که به طور خلاصه به آنها میپردازیم.
ادامه مطلب را مطالعه فرمایید .
